خدایا

خدایا

دانی آنچه نهان است

  
نویسنده : اعظم ; ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٤
تگ ها :


زخم کلمات

مراقب حرفهایتان باشید، چون می توانند بسیار آزار دهنده باشند و اثراتشان برای سالها باقی بماند.

 


  
نویسنده : اعظم ; ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٤
تگ ها :


موج نور

دلم برای دختر خونه بودن تنگ شده می خوام برای برادرام خواهری کنم می خوام برای مادرم اشپزی کنم و اوو پدرم دستپختم را بخورند و بابام هی ازم تعریف کنه دختر بودن یک لذت دیگه ای داره یک چیزهایی را نداشتم ولی همینکه یک جزیی از کل بودم خیلی خوب بود ادمهای زیادی دور و برم بودند تاییدهایی که از اطرافیان می گرفتم منو خوشحال می کرد

  
نویسنده : اعظم ; ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٤
تگ ها :


هفت سال گذشت

حالمو نمی دونم

چرا اینجوری می شم نمی دونم

حال بی کلامی

حال بی حری

حال بی قراری

حال بی تفاوتی

حال خیره شدن های طولانی

می یاد و می ره

هیچ چیزش دست خودم نیست

..................

آخه کی واسه من مثل توئه

سپاسگزارم

  
نویسنده : اعظم ; ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٤
تگ ها :


مستی و هستی

مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه

غم با من زاده شده منو رها نمی کنه .. منو رها نمی کنه .. منو رها نمی کنه

شب که از راه می رسه غربت هم باهاش می یاد

توی کوچه های شهر باز صدای پاش می یاد

من غمهای کهنمو ور می دارم که توی می خونه ها جا بزارم

میبینم یکی می یاد از می خونه زیر لب مستونه آواز می خونه

مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه

غم با من زاده شده منو رها نمی کنه .. منو رها نمی کنه .. منو رها نمی کنه

گرمی مستی می یاد توی رگهای تنم

می بینم دلم می خواد با یکی حرف بزنم

کی می یاد به حرفهای من گوش بده

آخه من غریبه هستم با همه

یکی آشنا می یاد به چشم من ولی از بخت بدم اون هم غمه .. ولی از بخت بدم اون هم غمه

مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه

غم با من زاده شده منو رها نمی کنه .. منو رها نمی کنه .. منو رها نمی کنه

خسته از هر چی که بود .. خسته از هر چی که هست

راه می یوفتم که برم مثل هر شب مست . مست

باز دلم مثل همیشه خالیه

باز دلم گریه تنهایی می خواد

بر می گردم تا ببینم کسی نیست میبینم غم داره دنبالم می یاد .. میبینم غم داره دنبالم می یاد

مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه

غم با من زاده شده منو رها نمی کنه .. منو رها نمی کنه .. منو رها نمی کنه

  
نویسنده : اعظم ; ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٤
تگ ها :


تقدیم به خواهرم

 

تفدیم به خواهرم


متن ترانه آهنگ حس – آلبوم پاییز ، تنهایی احسان خواجه امیری / ترانه سرا : روزبه بمانی

یه حسی رفته از قلبم ، که پشتم کوهی از درده
چه جوری از دلم کندی ، که اون حس بر نمی گرده
نه دنبال یه تسکینم ، نه فکر کندن از این درد
تو دنیا با یه دردایی ، فقط باید مدارا کرد

از تو برام خاطره موند ، از من یه دیوونگی
این حق ما بوده ، از تمام این زندگی
از تو برام خاطره موند ، از من یه دیوونگی
این حق ما بوده از ، تمام این زندگـــی

چه روزایی که دلگیرم ، چه روزایی که آشفته م
اگه می بینی که آرومم ، چون این دردو پذیرفتم
یه حس غربتی دارم ، که از هر جمعی بیزارم
کنار هرکسی باشم ، همین تنهایی و دارم

از تو برام خاطره موند ، از من یه دیوونگی
این حق ما بوده ، از تمام این زندگی
از تو برام خاطره موند ، از من یه دیوونگی
این حق ما بوده از ، تمام این زندگـــی

  
نویسنده : اعظم ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۳
تگ ها :


همین خوبه...

یک آهنگ زیبا از ابی:

♫♫♫

همین خوبه که غیر از تو همه از خاطرم می رن

هنوز گاهی سراغت رو از این دیوونه می گیرن

 

به جز تو همه میدونن واست این مرد می میره

واسه همین جداییتو کسی جدی نمی گیره

همین خوبه … همین خوبه … همین خوبه … همین خوبه

♫♫♫

همین خوبه که با اینکه چشاتو روی من بستی

تو چندتا خاطره با من هنوزم مشترک هستی

همین خوبه که آرومی  و حس می کنی آزادی

که دست کم تو عکسامون هنوزم پیشم ایستادی

واسه من کافیه اینکه تو از من خاطره داری

به یادشون که میفتی واسه من وقت می ذاری

همین خوبه … همین خوبه … همین خوبه … همین خوبه

♫♫

همین خوبه که با اینکه سراغ از من نمی گیری

ولی تا حرف من می شه یه لحظه تو خودت می ری

 به جز تو همه میدونن واست این مرد می میره

واسه همین جداییتو کسی جدی نمی گیره

همین خوبه … همین خوبه … همین خوبه … همین خوبه

♫♫♫

 

 

  
نویسنده : اعظم ; ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۳
تگ ها :


 

وقتی شنیدم بسیار متاسف شدم برایت. بسیار

نمی دانم چرا اینگونه شد. چرایی اش را نمی دانم. اما می دانم که آن روز بسیار دلم شکست بسیار

نمی دانم چرا هر کس دلم را می شکند خداوند دلش را بد می شکند. تو اولینش نبودی.

هرگز آن روز و خاطره اش از جلوی چشمانم محو نمی شود. باید یاد می گرفتی که انتخاب کنی و پایش می ایستادی.

آری دلم شکست . من هرگز دلی را نشکسته ام. چون هرگز نخواسته ام کسی دلم را بشکند یا اینکه از همه مهمتر خداوند دلم را بشکند.

شاکر خداوندم

  
نویسنده : اعظم ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ دی ۱۳٩۳
تگ ها :


شک می کنم به بودنم

 

وقتی تو حرف می زنی.................شک می کنم به بودنم

 

 

پر می شم از خالی شدن............گم میشه چیزی از تنم

 

 

اسیر بی وزنی میشم................رها شده تو یک قفس

 

 

کلافه می شم از خودم.............خسته میشم از همه کس

 

  
نویسنده : اعظم ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ دی ۱۳٩۳
تگ ها :


 

سال اول دانشگاه وقتی دلم تنگ می شد می زدم بیرون و می رفتم سمت امامزاده. یک زیارتی که می کردم یک کمی که گریه می کردم حالم خوب می شد. الان دلم اون طوریه.

کاش زمان مال خودم بود و می تونستم برم جایی



  
نویسنده : اعظم ; ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آذر ۱۳٩۳
تگ ها :